X
تبلیغات
قارچ شناسی پزشکی

Created by Simpo PDF Creator Pro (unregistered version) http://www.simpopdf.com قارچها دسته اي از ارگانیسمهاي عالی هستند که بواسطه تفاوتهاي زیر از گیاهان و جانوران مجزا میشوند: - سلولهاي قارچی داراي دیواره سلولی از جنس کیتین و گلوکان می باشند. در حالیکه سلولهاي حیوانی فاقد دیواره سلولی بوده و دیواره سلولی گیاهان بطور عمده از سلولز ساخته شده است. - قارچها برخلاف گیاهان هتروتروف بوده و قادر به فتوسنتز نمی باشند. مواد مورد نیاز قارچها با ترشح آنزیمهاي خارج سلولی هضم و سپس جذب سلول می شود. - قارچها از نظر ساختاري ساده تر از گیاهان وجانوران هستند. تمایز سلولی و تشکیل بافت و اندام در این ارگانیسمها وجود ندارد، بلکه سلولهاي رشته اي یا مخمري منفرد، واحد ساختمانی قارچها را تشکیل می دهند. قارچها ارگانیسمهاي یوکاریوتیک هتروتروف هستند که براي تامین نیازمندیهاي رشد به ترکیبات آلی از پیش ساخته بعنوان منبع کربن نیازمندند. هسته قارچها واجد چندین کروموزوم و یک هستک می باشد. دیواره سلولی قارچها حاوي پلیمرهاي پلی ساکاریدي کیتین، کیتوزان، گلوکان، مانان و درموارد خاص، سلولز است. قارچها معمولاً از باکتریهاي رشته اي بدلیل اندازه و فلوسیتوزین به آسانی قابل تشخیص هستند. بعلاوه B بزرگتر و مقاومت نسبت به عوامل ضد قارچی نظیر آمفوتریسین قارچها برخلاف باکتریها مورد حمله باکتریوفاژها واقع نمی گردند. قارچهاي کپکی قارچهاي پر سلولی از توده سلولهاي رشته اي منشعب بنام میسلیوم تشکیل یافته اند. سلولهاي رشته اي دیواره سلولی محکمی دارند و رشد آنها بصورت طولی و از انتهاي رشته هاي منفرد یا همان هیف انجام می گیرد. پرگنه در قارچهاي کپکی بر حسب مورد حالت پرزین، مخملی، پشمی، پودري، پنبه اي و غیره دارد. بعلاوه این قارچها قادر به ایجاد میسلیومهاي حقیقی هستند، که ممکن است به دو فرم زیر دیده شوند: Created by Simpo PDF Creator Pro (unregistered version) http://www.simpopdf.com الف- میسلیوم بدون دیواره عرضی: در طول این میسلیومها هیچگونه دیواره عرضی وجود ندارد و پروتوپلاسم در درون میسلیوم در حرکت است. با پیشرفت رشد و یا تغییرات محیطی بندرت در میسلیوم دیواره عرضی تولید می گردد که این دیواره ارتباط پروتوپلاسمیک را از سایر قسمتهاي میسلیوم جدا می سازد. این نوع میسلیوم تنها در اعضاي متعلق به زایگومایکوتا و اُاُمایکوتا وجود دارد. ب- میسلیوم با دیواره عرضی: در قارچهاي متعلق به آسکومایکوتا، دوترومایکوتا و بازیدیومایکوتا در طول میسلیوم دیواره عرضی موجود می باشد. این دیواره اغلب حاوي منافذي است که جریان سیتوپلاسمیک را در بین سلولها در امتداد میسلیوم برقرار می سازد و اجازه می دهد تا سیتوپلاسم و گاهی حتی هسته ها به سلولهاي مجاور منتقل گردند، بطوري که در قارچهاي آسکومیست با وجودي که میسلیوم واجد دیواره عرضی است لیکن تعداد هسته در سلولها نامعین می باشد. درقارچهاي بازیدیومیست ساختمان هلالی شکل و دولیپور از مهاجرت هسته ها ممانعت می کنند. دولیپور ساختمان لوبیا شکلی است که در دو طرف منفذ دیواره عرضی قرار می گیرد. این ساختمان به سیتوپلاسم اجازه حرکت میدهد لیکن مانع از ورود یا خروج هسته می شود. با استفاده از الکترون میکروگرافی در موارد پاتولوژیک یا درکشت، نوع زیر شاخه قارچ را با استفاده از خصوصیات میسلیومهاي بالغ تعیین می کنند. در کلنی قارچها دو نوع میسلیوم قابل تشخیص است دسته اي که به طرف ماده غذایی رشد می کنند، درون ماده غذایی غوطه ور می شوند و مواد غذایی را جذب می نمایند، این میسلیومها بنام میسلیوم رویشی خوانده می شوند. دسته دوم شامل میسلیومهایی است که در سطح ماده غذایی رشد می کنند و برخی از آنها اشکال مختلف کونیدیوم و یا سایر اندامهاي زایشی را ایجاد می نمایند، که به آن میسلیوم زایشی گویند. مجموعه میسلیومهاي رویشی و زایشی کلنی قارچ را تشکیل می دهند. قطعات هر دو نوع میسلیوم در صورت انتقال به محیط کشت جدید قادر به رشد و تولید مثل می باشند. در محیطهاي کشت کهنه یا در اثر پاساژهاي متوالی در آزمایشگاه قارچ شناسی، گاهی اندامهاي زایشی از بین می روند و تنها هیفهاي عقیم (استریل) باقی می مانند. به این پدیده اصطلاحاً پلئومورفیسم و به کشت هاي حاصل موتانهاي استریل اطلاق می شود. قارچهاي مخمري و مخمر مانند برخی از قارچها بصورت سلولهاي منفرد رشد کرده و از طریق جوانه زدن تولید مثل می کنند. جوانه تولید شده ممکن است از سلول مادر جدا شده و یا متصل به سلول مادر باقی بماند و جوانه دیگري تولید نماید. در چنین شرایطی زنجیره اي از سلولهاي جوانه زن تولید می شود. چنین قارچهایی را که هیف تولید نمی کنند و از سلولهاي ساده جوانه زن تشکیل یافته اند، مخمر می نامند. مخمرها کلنی خامه اي دارند و از طریق جوانه زدن، بلاستوکونیدیوم ایجاد می نمایند. از پهلوي هم قرار گرفتن بلاستوکونیدي ها یا طویل شدن آنها هیف کاذب و در پاره اي موارد تحت شرایطی هیف حقیقی تولید می گردد. هیف کاذب در برخی از قارچهاي مخمري تحت شرایط خاص نظیر کاهش اکسیژن محیط، کاهش قند و یا در حضور پروتئینهاي مخصوص ایجاد می شود. هیف کاذب در نتیجه طویل شدن بلاستوکونیدي بدون جدا شدن از سلول مادر ایجاد می گردد. دیواره هاي عرضی به Created by Simpo PDF Creator Pro (unregistered version) http://www.simpopdf.com سختی قابل تشخیص و خمیده اند. شاخه هاي جانبی در نقطه انشعاب واجد جدار عرضی است. سلول انتهایی معمولاً گرد می باشد و بین سلولها ارتباط سیتوپلاسمیک برقرار نیست. دیواره ها در محل جدار عرضی فرو رفته، غیر موازي و تحت فشارند. این در حالیست که هیف حقیقی در نتیجه طویل شدن لوله زایا بوجود می آید و دیواره عرضی در طول آن تشکیل می شود. دیواره هاي عرضی مشخص، صاف و راست می باشند. در شاخه هاي جانبی جدار عرضی دورتر از محل انشعاب قرار می گیرد. سلول انتهایی معمولاً استوانه اي شکل است. دیواره ها موازي و فاقد فرورفتگی هستند. مخمرهاي حقیقی جزء شاخه دي کاریومایکوتا یا دوترومایکوتا (قارچهاي ناقص: فاقد توان اسپورزایی جنسی) می باشند و تنها در شرایط تغذیه اي و حرارتی خاص از طریق تولیدمثل جنسی قادر به تولید اسپور جنسی هستند. مخمرمانندها دسته اي از مخمرها هستند که منحصراً به روش غیرجنسی تکثیر می شوند و با شناسایی مرحله جنسی، این قارچها را در رده قارچهاي کامل قرار می دهند. بسیاري از پاتوژن هاي انسانی و حیوانی فرم رویشی خود را طی دوره تهاجم بافتی تغییر می دهند. قارچ هاي پاتوژن دو شکلی معمولاً از فرم رشته اي در محیط طبیعی به فرم مخمري در بافت میزبان تغییر شکل می دهند. فرآیند تکثیر در قارچها با تولید اسپور یا کونیدیوم همراه است. در بسیاري از قارچها اسپور به روش تولید مثل غیرجنسی بوجود می آید و به جز بعضی جهش هاي ژنتیکی اسپورهاي تولید شده از لحاظ ژنتیکی کاملاًً مشابه سلول مادر هستند. این اسپورها به تعداد انبوه تولید می شوند تا انتشار و پراکندگی وسیع آنها تضمین شود. گروهی از قارچها علاوه بر تولید مثل غیرجنسی، به روش جنسی نیز تکثیر میشوند که به آنها قارچ هاي کامل اطلاق میگردد. برخی از این قارچها هموتالیک بوده و قادر به تولید ساختمان هاي جنسی در پرگنه خود می باشند، در حالیکه اکثر قریب به اتفاق آنها هتروتالیک هستند و قادر به تشکیل ساختار هاي جنسی بدون حضور و تماس دو استرین سازگار نمی باشند. در برخی گونه ها اسپور هاي جنسی از سلولهاي منفرد زایا مشتق می شوند و اندازه میکروسکوپی دارند. از طرف دیگر در مشتق می شوند. Fruiting bodies قارچهایی از قبیل قارچهاي خوراکی، اسپورها از ساختمان هاي زایشی موسوم به ساختمان اندامهاي رویشی گاهی اشکال ساختمانی خاصی بوسیله میسلیومهاي رویشی ایجاد می شوند که خاصیت زایشی ندارند، لیکن در پاره اي موارد در تشخیص قارچهاي بیماریزا واجد اهمیت هستند. میسلیومهاي رویشی در انواع قارچها ممکن است به اشکال زیر مشاهده گردند: اجسام گره اي: فرم پیچیده میسلیومهاست که در واقع از تداخل هیفها بوجود می آید و ظاهراً شباهت به یک گره دارد. این فرم میسلیوم در برخی از سویه هاي قارچهاي درماتوفیتی نظیر میکروسپوروم کنیس و تریکوفیتون منتاگروفیتس دیده می شود. هیف فنري یا مارپیچ: رشته هاي فنري شکل مشابه آنچه در اکتینومیستها دیده می شود نیز در تعدادي از قارچهاي بیماریزا قابل مشاهده است. این هیفها خصوصاً در برخی از سویه هاي تریکوفیتون منتاگروفیتس بخوبی به چشم می خورد. Created by Simpo PDF Creator Pro (unregistered version) http://www.simpopdf.com میسلیوم راکتی: در اینگونه میسلیومها، انتهاي سلولهاي میسلیوم متورم می شود و ادامه این حالت رشته هایی به فرم راکت تنیس بوجود می آورد. اجسام شانه اي: در برخی موارد برآمدگیهاي کوتاه و بلند و یکطرفه در میسلیوم ایجاد می شود که حالتی شبیه به شانه شکسته دارد، این فرم خاص میسلیوم رویشی در جنس درماتوفیتی میکروسپوروم بخوبی قابل رویت است. فرم قندیلی یا شاخ گوزنی: این ساختار خاص که در نتیجه تورم در انتهاي انشعابات میسلیوم ایجاد می گردد، در درماتوفیتی به نام تریکوفیتون شوئن لاینی به فراوانی دیده می شود. هیفهاي محیطی: هیفهایی عریض و واجد تعدادي دیواره عرضی هستند که ممکن است در انتها بصورت اسپیرال در آیند، مثل هیفهاي اطراف آسکوکارپ در آسکومیستها. پیکنیدیوم: این ارگان ساختارهاي میسلیومی مشابه پري تشیوم در برخی از آسکومیستها است. پیکنیدیوم که از تداخل میسلیومها ایجاد می شود چندین میلیمتر قطر دارد و ممکن است بوسیله دیواره سختی محصورگردد و اطراف آنرا هیفهاي محیطی احاطه کند. به کونیدیهاي درون پیکنیدیوم، پیکنیدیوکونیدي گویند، که از طریق دهانه (اوستیول) خارج می شوند. برخی از سوشهاي تریکوفیتون منتاگروفیتس در روي محیط کشت آگار خاك و مو ایجاد تعدادي پیکنیدیوم می نمایند. استولون: میسلیومهاي افقی و کمانی شکل در برخی قارچها نظیر ریزوپوس و آبسیدیا هستند که در محل تماس با محیط، ریزوئید ایجاد می کنند. ریزوئید خود یک نوع میسلیوم تغییر شکل یافته و ریشه مانند است که درون محیط کشت فرو می رود و جذب مواد غذایی را به عهده دارد. اسکلروتیا: توده اي از هیفها یا سلولهاي قارچی تشکیل ساختارهاي مقاوم و کروي شکل به نام اسکلروتیوم می دهند، که چند میلیمتر قطر دارد و حاوي مواد غذایی ذخیره اي است. گاهی برخی از سلولهاي هیف کاملاً حجیم شده، تغییر شکل داده و سلول متورمی به اسم وزیکول تولید می نمایند. در این سلولها نیز مواد غذایی و فرآورده هاي سمی قارچ ذخیره می گردد. تولید مثل تولید مثل در قارچها به دو روش جنسی و غیر جنسی انجام می گیرد. در اصطلاح کلی مرحله جنسی قارچها تحت عنوان تلومورف و مرحله غیر جنسی بعنوان آنامورف شناخته می شود. تولیدمثل غیرجنسی در قارچ شناسی پزشکی براي تشخیص قارچها مرحله تولید مثل غیرجنسی داراي اهمیت خاصی است. در قارچهاي زیگومیست اسپور غیرجنسی درون اسپورانژیوم ایجاد می شود. این قارچها واجد هیفهاي عریض بدون جدار عرضی می باشند که هیفهاي بدون انشعاب به نام اسپورانژیوفور را تولید می نمایند. اسپورانژیوفور به یک کیسه به نام اسپورانژیوم که عقیم و ناز است و صرفاً عمل حفاظتی اسپورها را به عهده دارد، منتهی می گردد. پروتوپلاسم درون اسپورانژیوم با روش قطعه قطعه شدن پروتوپلاسم به چندین پروتواسپور تقسیم می شود. در مراحل بعد تعدادي اسپوانژیوسپور تک هسته اي تشکیل می گردد که در واقع اسپورهاي غیرجنسی هستند که با شکستن دیواره اسپورانژیوم به خارج می ریزند. Created by Simpo PDF Creator Pro (unregistered version) http://www.simpopdf.com در سایر قارچها، واحدهاي غیرجنسی داخل اسپورانژیوم نمی باشند، بلکه اجزاء آزادي هستند که در نتیجه قطعه قطعه شدن هیف، جوانه زدن هیف و یا از طریق دیواره هیفها بوجود می آیند. هر یک از این واحدها کونیدیوم نامیده می شوند. هیف بوجود آورنده آنها را کونیدیوفور و به سلولی که به ایجاد کونیدیوم منتهی می گردد سلول کونیدي زا گویند. به کونیدیوم هاي کوچک و تک سلولی میکروکونیدیوم و به کونیدیهاي بزرگتر که معمولاً واجد بیش از یک سلول می باشند، ماکروکونیدیوم اطلاق می شود. ساختارهاي مختلف کونیدیوفور و کونیدي در بررسیهاي میکروسکوپی و مجموعه اي از خصوصیات کلنی قارچ از جمله رنگ، سرعت رشد، مورفولوژي و تولید رنگدانه در تشخیص جنس و گونه قارچ واجد اهمیت هستند. امروزه مرحله کونیدي زایی قارچها در طبقه بندي این ارگانیسمها از اهمیتی خاص برخوردار است. در قارچهاي رده هیفومیست (قارچهاي ناقص) دو طریقه کونیدي زایی به نام تالیک و بلاستیک توصیف شده است. کونیدي زایی بلاستیک: در این حالت مواد سیتوپلاسمیک سلول مادر افزایش می یابد، جوانه می زند و نوعی کونیدیوم ایجاد می شود که قبل از جدا شدن از سلول مادر (توسط دیواره عرضی) کاملاً رشد می کند. اگر دو دیواره سلول مادر در تولید دیواره سلولی کونیدیوم بکار گرفته شوند. به این حالت هولوبلاستیک گویند، مثل تشکیل بلاستوکونیدیوم در کاندیدا آلبیکنس. اگر منحصراً دیواره داخلی در ایجاد کونیدیوم مورد استفاده قرار گیرد، آنتروبلاستیک نامیده می شود، مثل کونیدیومهاي تشکیل شده از فیالیدهاي فیالوفورا وروکوزا. کونیدیوم زایی تالیک: دو مرحله از کونیدیوم زایی در تال یا میسلیوم قابل تشخیص است که شامل تالیک و تالیک- آرتریک میباشد. الف-تالیک: تالیک روش دیگري از تکامل کونیدیوم است. در این حالت کونیدیوم فقط بعد از جدا شدن از سلول مادر ( توسط دیواره عرضی) رشد می کند. در اینگونه مواقع سلول بطورکامل در تال به کونیدیوم تبدیل می گردد. مثل کونیدیوم ایجاد شده در درماتوفیتها که ممکن است تک سلولی یا چند سلولی و واجد دیواره هاي عرضی باشد. همزمان با ایجاد کونیدیوم و رشد دیواره انتهایی دیواره عرضی در نزدیک پایه ایجاد می گردد. دراین هنگام کونیدیوم بالغ از طریق شکستن و یا از بین رفتن دیواره ظریف سلول پایه آزاد می شود. ب- تالیک- آرتریک: تبدیل قطعات انتهایی یا میانی هیف زایا را به زنجیره کونیدیوم، تالیک-آرتریک گویند و کونیدیومهاي حاصله را آرتروکونیدیوم مینامند. در حالت هولوآرتریک نظیر آنچه در قارچ ژئوتریکوم اتفاق می افتد، دیواره هاي داخلی و خارجی هیف به کونیدیوم مبدل میشود. در حالت آنتروآرتریک نظیر آنچه در قارچ کوکسیدیوئیدس ایمیتس اتفاق می افتد،کونیدیوم تنها از طریق دیواره داخلی هیف بوجود می آید. در طی رشد کونیدیوم، هیف تدریجاً دژنره شده و این پدیده منجر به آزاد شدن کونیدیوم آندوژن می گردد و پس از آزاد شدن نیز قطعه اي از دیواره خارجی هیف به آن چسبیده است. در کونیدیوم زائی نوع فیالیدیک، اولین کونیدیوم ایجاد شده به وسیله یک فیالید، هولوبلاستیک است لیکن کونیدیومهاي بعدي همگی آنتروبلاستیک می باشند. در این نوع کونیدیوم زائی، نظیر آنچه در قارچ آسپرژیلوس اتفاق می افتد، کونیدیوم از انتهاي فیالید در موقعیت بازیپتال تولید می شود. بازیپتال به زنجیره اي از کونیدیوم اطلاق می گردد که جوانترین کونیدیوم در ابتداي زنجیره و مسن ترین آن در انتهاي زنجیره واقع شود. برخلاف این، حالت آکروپتال که در برخی قارچها نظیر کلادوسپوریوم و آلترناریا مشاهده میشود، زنجیره اي از کونیدیومها را گویند که جوانترین کونیدیوم در انتهاي زنجیره و مسن ترین آن در ابتداي زنجیره واقع شده است. Created by Simpo PDF Creator Pro (unregistered version) http://www.simpopdf.com در گونه هاي آسپرژیلوس، فیالیدها یا متولا ( سابقا بنام استریگما خوانده می شد) بر روي وزیکول قرار می گیرند. اگر فیالیدها مستقیماً از وزیکول ایجاد شوند ترتیب قرارگرفتن یک ردیفی و هنگامی که فیالیدها روي متولا واقع شوند ترتیب قرارگرفتن دو ردیفی است. متولا همچنین درگونه هاي پنیسیلیوم دیده می شود و خوشه هاي فیالید را ایجاد می نماید. متولا در اینجا از انشعابات کونیدیوفور بوجود می آید، کونیدیوفور هیف مخصوصی است که کونیدیوم و یا سلولهاي کونیدیوم زا را ایجاد می کند و می تواند در وضعیت رشد ثابت (کونیدیوفوري که رشدش قبل یا در زمان ایجاد کونیدیوم متوقف می شود.) و یا در حال رشد ( کونیدیوفوري است که درخلال یا بعد از رشد کونیدیوم انتهایی باز هم قابلیت رشد و توسعه دارد.) قرار گیرد. آنلید فرمی از سلول کونیدیوم زا می باشد که در برخی از قارچهاي مهم پزشکی دیده می شود. در فرم آنلید اولین کونیدیوم ایجاد شده هولوبلاستیک و کونیدیومهاي بعدي آنتروبلاستیک می باشند. این فرم برخلاف فیالید (که پیوسته اندازه اي ثابت دارد)، واجد رشد طولی است و در طی ایجاد، کونیدیومها طویلتر و در انتها باریکتر می شود و نشانه اي در انتهاي آن با تولید هر کونیدیوم برجاي می ماند که اغلب به سختی قابل رویت است . قارچها گاه قادر به ایجاد کلامیدوکونیدیوم می باشند. کلامیدوکونیدیوم نوعی کونیدیوم تالیک با دیواره ضخیم است که گاه در قسمت انتهایی، میانی و یا جانبی هیف ایجاد می گردد و سپس در هنگام بلوغ از طریق تجزیه یا شکاف دیواره هیف، از هیف والد آزاد می شود. نوعی کلامیدوکونیدیوم بالغ نیز در کاندیدا آلبیکنس دیده می شود که در واقع کلامیدوکونیدیوم حقیقی نیست و به نظر می رسد وزیکولهاي واجد دیواره ضخیم باشند. تولیدمثل جنسی تولیدمثل جنسی پدیده اي است که در اثر ترکیب سلولهاي جنسی نر و ماده صورت می گیرد. در این نوع تولیدمثل، هسته ها با یکدیگر ترکیب و تقسیم میوز انجام می شود. چهار نوع اسپور جنسی به نامهاي اُاُسپور، زیگوسپور، آسکوسپور و بازیدیوسپور شناخته شده اند و طبقه بندي قارچها که در ادامه به آن اشاره خواهد شد براساس انواع اسپورهاي جنسی انجام گرفته است. اُاُسپور اُاُسپور اسپور جنسی قارچهاي ماستیگومیکوتینا می باشد، سلول بزرگ و صاف ماده بنام اُاُگونیوم با سلول جنسی نر بنام آنتریدیوم ترکیب می شود و درون اُاُگونیوم، اُاُسپورها ایجاد می گردند. زیگوسپور زیگوسپور در قارچهاي شاخه زیگومایکوتا ایجاد می شود. مرحله جنسی با هم آوري ساده بین هیفهاي چند هسته اي انجام و گامتانژیومها با واسطه هورمونهاي جنسی و یا بطور تصادفی با یکدیگر تماس حاصل می نمایند. اگر دو میسلیوم مختلف در عمل ترکیب جنسها شرکت کند ارگانیسم هتروتالیک و اگر قسمتی از میسلیوم با انشعاب دیگر همان رشته ترکیب شود، هموتالیک است. بعد از تماس هر قسمت متورم، تیغه میانی تشکیل می شود و سیتوپلاسم و هسته انتهاي متورم را از بقیه قسمتهاي هیف جدا می سازد. سپس دیواره بین این دو از بین می رود و سیتوپلاسم دو سلول با جفت شدن هسته ها با هم مخلوط می شوند. سلول جدید یعنی تخم (زیگوت) بعد از تشکیل بزرگ می شود و دیواره آن ضخیم و پیگمانته می گردد و واجد هسته دیپلوئید می باشد. پس از گذراندن یک دوره غیرفعال دیواره زیگوت می شکند. در این مرحله ممکن است از طریق تقسیم میوز، هسته هاپلوئید تولید شود. در برخی از گونه ها اسپورهاي هاپلوئید هر دو جنس نر و ماده و در برخی دیگر تنها یک جنس و در Created by Simpo PDF Creator Pro (unregistered version) http://www.simpopdf.com سایرگونه ها ممکن است اسپورهاي دیپلوئید از هر دو جنس تشکیل گردد. از قارچهاي این شاخه جنسهایی مثل ریزوپوس، موکور، آبسیدیا و غیره در ایجاد بیماریهاي انسانی شرکت دارند. آسکوسپور تولید آسک و آسکوسپور در قارچهاي زیرشاخه آسکومیکوتینا صورت می پذیرد. دستگاه جنسی نر (آنتریدیوم) وقتی در نزدیکی جفت سازگار خود قرار گیرد در اطراف ساختمان ماده (آرکگونیوم) پیچ می خورد و پلاسموگامی با ترکیب سلولها و از طریق شکستن دیواره سلولها انجام می گیرد. هسته نر بدرون آرکگونیوم مهاجرت می کند و یک جفت هسته وارد انشعاب هیف مشتق شده از آرکگونیوم می گردد. این انشعابات را بنام هیفهاي آسک زا می خوانند. یک جفت هسته به انتهاي هیف مهاجرت می کند و هیف شکل خمیده اي پیدا می کند، که بنام قلاب کروزیر خوانده می شود. هرکروزیري به سه سلول تقسیم می شود: گردن که یک هسته دارد، قسمت خمیده (وسط) دو هسته دارد و قسمت انتهایی که یک هسته اي است. هسته هاي قسمت خمیده یا قسمت وسط ترکیب می شود و ایجاد هسته دیپلوئید می نماید. این سلول را سلول مادر آسک گویند، که طویل می شود و به یک آسک تبدیل می گردد و با تقسیم میوز آسکسپورها را ایجاد می نماید. سلول انتهایی و گردن همراه با هسته هایشان با یکدیگر ترکیب میشوند، سلول حاصله طویل می گردد و یک قلاب کروزیر جدید ایجاد می نماید و تمام مراحل فوق مجدداً تکرار می شود و تا زمانی این عمل ادامه می یابد که میسلیوم مجاور توسعه یابد و یک شبکه گویند. Fruiting bodies گسترده اي در اطراف سلولهاي ایجاد کننده آسک بوجود آورد. به این شبکه آسکوکارپ یا در برخی از آسکومیستها مثل مخمر آبجو آسکوکارپ ایجاد نمی شود. آسکوکارپ در قارچهاي مختلف آسکومیست ممکن است به اشکال زیر مشاهده گردد: ژیمنوتشیوم: در مرحله جنسی درماتوفیتها پوشش آسکها یا آسکوکارپ بصورت بافت مشبک و سستی است که اسپورها می توانند از بین منافذ آن خارج شوند. به اینگونه آسکوکارپها ژیمنوتشیوم گویند. کلستوتشیوم: در قارچهایی مثل آسپرژیلوس، پنیسیلیوم و غیره آسکوکارپ کاملاً مسدود است و با شکستن دیواره آن، آسکوسپورها خارج می گردند. این نوع آسکوکارپ را کلیسوتشیوم می خوانند. پري تشیوم: در مرحله کامل برخی قارچها، آسکوکارپ واجد دهانه (اوستیول) می باشد که از این طریق آسکسپورهاي بالغ می توانند خارج گردند. به این نوع آسکوکارپ پري تشیوم اطلاق می شود. آپوتشیوم: در قارچهاي فنجانی مشاهده می گردد. آسکوکارپ در این قبیل قارچها کاملاً باز است و به اصطلاح فرم فنجانی دارد. به این شکل آسکوکارپ آپوتشیوم گویند. در برخی از قارچها مثل پیدرا هورتئی، آسکوسپورها در توده اي از میسلیوم شبیه به استروما بنام آسکوستروما قرار می گیرند. اسکوستروما در بیماري پیدراي سیاه در اطراف ساقه مو قابل مشاهده است. بازیدیوسپور بازیدیوسپور در قارچهاي زیرشاخه بازیدیومیکوتینا ایجاد می شود. تا به حال تعداد کمی از بیماریهاي انسان به علت قارچهاي این گروه گزارش شده است. مرحله جنسی در قارچ مخمري کریپتوکوکوس نئوفورمانس بیماریزا، با ایجاد بازیدیوسپور صورت می گیرد. Created by Simpo PDF Creator Pro (unregistered version) http://www.simpopdf.com برخی دیگر از اعضاي زیرشاخه بازیدیومیکوتیناها مثل شیزوفیلوم و کوپرینوس از بیماریهاي انسان گزارش گردیده اند. همچنین عوامل بیماریزا در گروهی از بیماریهاي انسان مثل مسمومیت قارچی (عوارض حاصل از خوردن قارچهاي سمی) جزء گونه هاي این زیرشاخه می باشند. اسپور بازیدیومیستها نوعی میسلیومهاي اولیه تولید می کنند که داراي هسته هاي هاپلوئید هستند. زمانیکه جفت مناسب (n+n) یافت می شود انتهاي هیفها با یکدیگر ترکیب می شوند، لیکن هسته ها ترکیب نمی گردند و در وضعیت دي کاریون باقی می مانند. سپس هسته ها تقسیم شده و این حالت مشابه مرحله اي است که درکروزیر آسکومیستها انجام می گیرد. در هنگام تقسیم هسته ها، شاخه فرعی کوچکی از یک طرف دیواره سلولی ایجاد می شود و به طرف قسمت پشتی انتهاي هیف مایل می گردد، این شاخه را پل ارتباطی گویند. وجود کلامپ در میسلیوم از جمله وجوه تشخیصی قارچهاي بازیدیومیست است. یکی از هسته ها به گردن کلامپ می رود و تقسیم می شود. از هسته هاي جدید، یک هسته در کلامپ باقی می ماند و هسته دیگر به طرف انتهاي هیف مهاجرت می کند. با کامل شدن انحناء کلامپ با دیواره سلولی تماس می یابد، با آن ترکیب می شود و یک دیواره عرضی حاصل می گردد. دیواره عرضی دیگري نیز بین هیف تشکیل و سلول انتهایی را مجزا می سازد. هسته اي که قبلاً در کلامپ بود مهاجرت می کند و در قسمت پشتی سلول ما قبل آخر که شامل هسته جنس دیگر است قرار می گیرد. سرانجام دو سلول ایجاد می شود که هر یک واجد دو هسته است. حالت دي کاریون ممکن است براي مدت زمان طولانی قبل از کامل شدن سیکل جنسی ادامه یابد. یک جفت هسته در داخل سلول انتهایی که حالت چماقی (بازیدیوم) پیدا می کند، ترکیب می شود و تقسیم میوز منجر به ایجاد چهار اسپور هاپلوئید به نام بازیدیوسپور می گردد. بازیدیوسپورها تحت تأثیر فشارهاي هیدروستاتیک بطرف خارج از دیواره بازیدیوم راه می یابند و توسط زوائد کوتاهی روي بازیدیوم قرار می گیرند. در بعضی از بازیدیومیستها، بازیدیوکارپ مخصوصی (مشابه آسکوکارپ درآسکومیستها) در اثر تداخل میسلیومها ایجاد می شود. طبقه بندي و نامگذاري قارچها برخلاف طبقه بندي باکتریها، که نیازمندیهاي غذایی و تست هاي بیوشیمیایی بعنوان معیارهایی جهت طبقه بندي استفاده می شوند، طبقه بندي قارچها عمدتاً بر مورفولوژي و مشخصات ظاهري قارچها استوار است. اگر چه در برخی از قارچها مرحله آنامورف و تولید اسپور غیرجنسی در گسترش و پراکندگی قاچ اهمیت دارد و مرحله جنسی بسیار ضعیف بوده یا اصلاً مشاهده نمی شود، با این وجود ساختار جنسی قارچها یکی از ابزار مهم در طبقه بندي بشمار می رود. در قارچهایی که مرحله جنسی در آنها شناخته نشده، اسپورهاي غیرجنسی و ساختارهاي زایشی مربوط به آن در طبقه بندي استفاده می شود. بر حسب قرابت ژنتیکی، قارچها را در گروه هاي جنس، خانواده، راسته، رده، شاخه و سلسله طبقه بندي می کنند. Phylum = Division = شاخه Class = رده Order = راسته Family = خانواده Genus = جنس Created by Simpo PDF Creator Pro (unregistered version) http://www.simpopdf.com Species = گونه Variety = واریته نام قارچها ترکیب دو اسمی است که اسم اول مربوط به جنس و اسم دوم مربوط به گونه می باشد. مشخصات اختصاصی این نامگذاري را طبق کد بین المللی نامگذاري گیاهان طراحی کرده اند. همچنانکه اطلاعات مربوط به طبقه بندي قارچها افزایش می یابد تغییر در نامگذاري قارچها نیز غیر قابل اجتناب می باشند. دو دلیل عمده جهت نامگذاري مجدد قارچ ها وجود دارد: اولاً: با روشن شدن جزئیات بیشتر از خصوصیات قارچی، طبقه بندي قارچها تغییر می کند. ثانیاً: مرحله تلومورف براي برخی قارچها شناسایی شده و موقعیت طبقه بندي قارچ را تغییر می دهد. اکثر قارچها دو اسم دارند که یکی براي مشخص کردن مرحله جنسی استفاده می شود و دیگري نمایانگر مرحله غیر جنسی قارچ می باشد. دلیل این امر شناسایی و نامگذاري مراحل آنامورف و تلومورف یک قارچ در دو زمان متفاوت و عدم ارتباط بین این یافته ها بوده است. هر دو اسم با کد مربوطه داراي اعتبار هستند ولی تلومورف قارچ مقدم تر است. هرچند متداول است یا بعبارت بهترصحیح است که قارچها را بر اساس مشخصات غیرجنسی توصیف کنند و دلیل آن کاملاً روشن است زیرا معمولاً در محیط کشت مرحله غیر جنسی قارچ مشاهده می شود. طبقه بندي و نامگذاري بیماریهاي قارچی برخلاف نامگذاري قارچها، نامگذاري بیماریهاي قارچی بطور دقیق از نامگذاري بین المللی تبعیت نمی کند و استفاده از اصطلاحاًت محلی بیماري رایج است. یکی از روشهاي رایج این است که نام بیماري از نام عامل بیماري مشتق می شود مثل: آسپرژیلوزیس، کریپتوکوکوزیس، هیستوپلاسموزیس و غیره. تحت این شرایط، درصورتیکه نام قارچ عوض شود نام بیماري نیز متعاقب آن تغییر خواهد کرد: براي مثال اصطلاح مونیلیازیس به کاندیدوزیس و نهایتاً به کاندیدیازیس تغییر نام پیدا کرده است. درسال 1992 پیشنهاد شد تا حد امکان از نامگذاري بیماري هاي قارچی براساس عامل اتیولوژیک آن ها اجتناب شود و تا جائیکه امکان دارد براي هر بیماري اسم منحصر به فردي براساس پاتولوژي و عامل بیماري اختصاص یابد. البته استفاده از این روش براي نامهاي قدیمی از قبیل آسپرژیلوزیس توصیه نمی شود ولی میتوان از آن بعنوان ابزاري در نامگذاري بیماریهاي قارچی استفاده نمود. همچنین بسیار تأکید شده که بیماریهاي قارچی با منشاء مشابه تحت یک عنوان کلی نامگذاري شوند. یکی از متداولترین و کاربردي ترین موارد، فائوهیفومیکوزیس می باشد. این اصطلاح براي طیفی از بیماریهاي قارچی جلدي، زیرجلدي و احشایی بکار می رود که توسط قارچهاي کپکی سیاه ایجاد می شوند. در این بیماري کپکهاي سیاه در بافت میزبان به فرم میسلیومی رشد می کنند. تعداد عوامل شناخته شده فائوهیفومیکوزیس از 16 گونه در سال 1975 تا بیش از 100 گونه قارچی تا سال 2004 افزایش یافته است. اغلب این قارچها اسمهاي مختلفی در زمانهاي مختلف داشته اند و استفاده از اصطلاح عمومی فائوهیفومیکوزیس بسیاري از این سردرگمی ها را در تدوین مقالات و نوشته ها برطرف کرده است. اصطلاح دیگر هیالوهیفومیکوزیس می باشد که کاربرد وسیعی دارد. این نام براي بیماریهاي قارچی اطلاق می شود که توسط قارچهاي شفاف (بدون رنگدانه) ایجاد شده و در بافت میزبان به فرم میسلیومهاي شفاف و منشعب دیده می شوند. امروزه بیش از 70 گونه قارچی در زمره قارچهاي عامل هیالوهیفومیکوزیس قرار می گیرند که تعدادي از آنها پاتوژن هاي مهم انسانی محسوب می شوند. Created by Simpo PDF Creator Pro (unregistered version) http://www.simpopdf.com تا به امروز حدود 200000 تا 250000 گونه قارچی شناسایی شده است که کمتر از 500 گونه با بیماریهاي انسانی در ارتباط میباشند و از این میان تنها 100 گونه در افراد طبیعی بیماریزا هستند و بقیه در افراد ضعیف شده یا سرکوب شده ایمنی بیماري ایجاد می کنند. قارچها عموماً زندگی آزاد دارند و براي ادامه حیات وابسته به میزبان (انسان یا حیوان) نیستند. به جز موارد نادري اغلب بیماریهاي قارچی انسانی منبع اگزوژن دارند و قارچهاي عامل بیماري، از محیط پیرامون از طریق استنشاق، بلع یا آسیب پوستی وارد بدن میزبان می شوند. بیماریهاي قارچی را براساس مکان اولیه عفونت به گروههاي ذیل تقسیم می کنند: بیماریهاي قارچی سطحی این بیماریها به خارجی ترین لایه پوست، ناخن، مو و غشاهاي مخاطی محدود می شوند. مهمترین بیماریهاي قارچی سطحی مربوط به درماتوفیت ها و بیماریهاي سطحی کاندیدایی می باشد که میلیونها نفر را در سرتاسر جهان مبتلا می کند. با این وجود به سادگی شناسایی شده و معمولاً نسبت به درمان بخوبی پاسخ می دهند. درماتوفیتها به بافتهاي کراتین دار پوست، مو و ناخن محدود می شوند. اکثر درماتوفیتها قادر به زندگی آزاد ساپروفیتی نیستند و نمی توانند با ارگانیسمهاي کراتین دوست موجود در محیط رقابت کنند و به همین دلیل براي بقا ضروري است که از میزبانی به میزبان دیگر انتقال یابند. به نظر می رسد پاتوژن هاي اجباري از اشکال ساپروفیتی مشتق شده اند و طی این روند، تولید مثل جنسی اکثر پاتوژن ها تضعیف شده و حتی در برخی گونه ها کاملاًً از بین رفته است. عموماً این ارگانیسمها با میزبان خود کاملاً سازگار شده اند و واکنشهاي التهابی کم و یا فاقد التهاب می باشند. عوامل کاندیدیازیس همانند درماتوفیتها براي بقاء نیاز به میزبان دارند، اما برخلاف درماتوفیتها راه انتقال مخمرهاي کاندیدا متفاوت است. این ارگانیسمها ساکن طبیعی پوست یا دستگاه گوارش انسان هستند و اکتساب آنها بندرت بیماري واضحی ایجاد می کند و بیشتر مواقع بصورت کامنسال با میزبان مشاهده می شود. در حقیقت، این مخمرها بیماریزا نیستند مگر اینکه تحت شرایط خاص دفاع طبیعی میزبان مختل شود. در چنین مواقعی بیماریهاي آندوژن که خود میزبان بعنوان مخزن ارگانیسم عمل می کند منجر به بیماریهاي جلدي، مخاطی یا احشایی می گردد. بیماریهاي قارچی زیر جلدي این نوع بیماریها، پوست، بافتهاي زیرجلدي و استخوانهاي مجاور را مورد تهاجم قرار می دهند. عفونت معمولاً از طریق آسیب پوستی و ورود قارچهاي ساپروفیت موجود در خاك و محیط آغاز می شود. بیماریهاي قارچی زیرجلدي اکثراً در روستانشینان مناطق گرمسیري و نیمه گرمسیري دنیا که افراد بدون پوشش کافی و پا برهنه در تکاپو هستند مشاهده می شود. عفونت ممکن است در محل تروما بصورت موضعی باقی بماند و یا به بافتهاي مجاور گسترش یابد، ولی انتشار وسیع خونی یا لنفی نادر است و معمولاً در اشخاص ناتوان و سرکوب شده ایمنی دیده می شود. بیماریهاي قارچی احشایی این بیماریها معمولاً از ریه شروع شده و ممکن است به سایر ارگانهاي بدن انتشار یابند. ارگانیسمهاي مسبب بیماریهاي قارچی احشایی به دو دسته مجزا تقسیم می شوند؛ پاتوژن هاي حقیقی و قارچهاي فرصت طلب. Created by Simpo PDF Creator Pro (unregistered version) http://www.simpopdf.com گروه اول قادرند در میزبان طبیعی و بدون حضور فاکتورهاي مستعدکننده به بافت تهاجم داشته و گسترش یابند. اغلب این ارگانیسمها تصویر مورفولوژیکی منحصر به فردي جهت بقا در بدن میزبان دارند. گروه دوم یعنی قارچهاي فرصت طلب ویرولانس کمتري داشته و تنها در افراد ناتوان و سرکوب شده ایمنی قادر به تهاجم هستند. عفونت پاتوژنهاي حقیقی معمولاً بدون علامت و یا با بیماري خفیف و کوتاه مدتی همراه است. این بیماریها در مناطق جغرافیایی خاص مشاهده می شوند. افراد بهبود یافته از یک مصونیت محسوس و پایدار نسبت به عفونت مجدد برخوردار می شوند، اما در افرادي که دچار بیماریهاي مزمن یا بیماریهاي زمینه اي هستند یک بیماري جدي و خطرناك بروز می کند. با وجود اینکه پاتوژنهاي حقیقی در افراد طبیعی پیش آگهی خوبی دارند ولی در افراد دچار نقص سیستم ایمنی یک بیماري جدي و خطرناك محسوب می شوند. براي مثال؛ هیستوپلاسموزیس و کوکسیدیوئیدومیکوزیس در افراد مبتلا به ایدز در امریکاي شمالی و جنوبی به فراوانی مشاهده می شود. در چنین افرادي عفونت پاتوژن هاي حقیقی مخاطره آمیز بوده و نسبت به داروهاي ضد قارچی پاسخ نمی دهند و یا عود مجدد در موارد قطع درمان دیده می شود. بیماریهاي قارچی فرصت طلب در افراد سرکوب شده ایمنی بروز می کند و در اکثر موارد بیماري آشکاري بدنبال عفونت دیده می شود. برخلاف پاتوژنهاي حقیقی که محدود به منطقه جغرافیایی خاصی هستند، قارچهاي ساپروفیت انتشار جهانی داشته و در خاك، بقایاي مواد آلی و هوا یافت می شوند. با وجود اینکه گونه هاي جدیدي مرتباً در زمره قارچهاي فرصت طلب قرارمی گیرند ولی چهار بیماري؛ آسپرژیلوزیس، کاندیدیازیس، کریپتوکوکوزیس و موکورمیکوزیس مهمترین بیماریهاي قارچی فرصت طلب به حساب می آیند و مکرراً از بیماران نقص ایمنی گزارش می شوند و مرگ و میر بالایی دارند. تغییر الگوي بیماریهاي قارچی الگوي بیماریهاي قارچی انسان در دو دهه اخیر تغییرات چشمگیري داشته است. طی چند سال اخیر پیشرفتهاي بدست آمده در زمینه مراقبتهاي بهداشتی و درمانی با افزایش بیماریهاي مخاطره آمیز قارچهاي پاتوژن حقیقی و فرصت طلب همراه بوده است، امروزه با افزایش شمار بیماران ایدزي، گیرندگان پیوند اعضاء، بدخیمی هاي خونی و سایر بیماریهاي ناتوان کننده و تضعیف کننده سیستم ایمنی میزان، شیوع بیماریهاي قارچی افزایش یافته است. هرچند که استفاده از روشهاي تهاجمی در درمان موفقیت آمیز اکثر بیماران مؤثر بوده است ولی خطر ابتلا به بیماریهاي تغییر B قارچی را در چنین بیمارانی افزایش داده است. استفاده بی رویه از داروهاي آزولی و درمان تجربی با آمفوتریسین قابل ملاحظه اي در طیف بیماریهاي قارچی ایجاد کرده است. یکی دیگر از دلایل بالا رفتن میزان شیوع بیماریهاي قارچی فرصت طلب، شناسایی و گزارش ارگانیسمهایی نظیر آسپرژیلوس فومیگاتوس و کاندیدا آلبیکنس می باشد که تا چندي پیش بعنوان عوامل ساپروفیت و بی آزار محسوب می شدند و اخیراً بعنوان عامل بیماریهاي جدي وکشنده در افراد سرکوب شده ایمنی مطرح شده اند. براي مدتها گونه هاي فوزاریوم بعنوان عامل عفونت ناخن و قرنیه چشم مطرح بودند و امروزه مدارك مستدلی وجود دارد که فوزاریوم را بعنوان عامل اتیولوژیک بیماري منتشر کشنده در افراد سرطانی، نوتروپنیک و گیرندگان پیوند مغز استخوان معرفی می کند. مقاوم هستند از B تشخیص سریع و درمان به موقع چنین بیماریهایی از جهت اینکه نسبت به درمان متداول آمفوتریسین اهمیت خاصی برخوردار است. Created by Simpo PDF Creator Pro (unregistered version) http://www.simpopdf.com از طرفی میزان شیوع بیماریهاي پاتوژن حقیقی بویژه هیستوپلاسموزیس و کوکسیدیوئیدومیکوزیس رو به افزایش است. گسترش بافت شهري و مسافرتهاي بی رویه و روزافزون و همچنین تغییر شرایط آب و هوایی از جمله دلایل مؤثر بر این تغییرات می باشد. الگوي متداول بیماریهاي قارچی در کشورهاي درحال توسعه در مقایسه با کشورهاي توسعه یافته متفاوت است؛ در کشورهاي توسعه یافته با استفاده از داروهاي نوترکیب ضد ویروسی میزان بروز بیماریهاي قارچی فرصت طلب مرتبط با ایدز بطور محسوسی کاهش یافته است و در مقابل شیوع چنین بیماریهایی در کشورهاي در حال توسعه بسیار بالا می باشد. جهت گیري جدید تشخیص بیماریهاي قارچی تشخیص سریع و درمان به موقع بیماریهاي قارچی مهاجم گامی ضروري و لازم در کاهش میزان مرگ و میر افراد سرکوب شده ایمنی محسوب می شود. در سالهاي اخیر استفاده از پرتونگاري و سی تی اسکن در تشخیص بیماریهاي قارچی افزایش یافته است. روشهاي تشخیص بیماریهاي قارچی در حال پیشرفت و دگرگونی است ولی هنوز هم بطور معمول از روشهاي کشت، آزمایش مستقیم میکروسکوپی و تستهاي سرولوژي استفاده می شود. با این وجود تحقیقات براي یافتن روشهاي تشخیصی سریع، حساس و اختصاصی همچنان ادامه دارد. یکی از ابزارهاي تشخیصی در بیماریهاي قارچی مهاجم، ردیابی متابولیتها و اجزاي دیواره سلولی قارچی و نیز شناسایی توالی ژنومی قارچها در نمونه هاي بالینی می باشد. علیرغم پیشرفتهاي اخیر، کاربرد تستهاي تشخیصی ساده، سریع و مقرون به صرفه در تشخیص بیماریهاي قارچی هنوز هم در هاله اي از ابهام قرار دارد. استراتژي هاي جدید درمانی و پیشگیري در بیماریهاي قارچی افزایش شیوع بیماریهاي قارچی مهاجم و استفاده روزافزون از داروهاي ضدقارچی موجود در بازار، محققان را بر آن داشته که گامهایی در زمینه درمان بیماریهاي قارچی بردارند و نتیجه آن ظهور داروهاي جدید آزولی از قبیل پوساکونازول، راوکونازول و اکینوکاندینهاي جدید شامل میکافانژین و آنیدولافانژین بوده است. علاوه بر این ترکیبات ضدقارچی جدید هدف گیرنده اجزاي خاصی از دیواره سلولی نظیر سوردارینها ساخته شده است. با وجود اینکه داروهاي مزبور در درمان بسیاري از اشکال بیماریهاي قارچی مؤثر بوده اند ولی هنوز هم داراي مشکلات فراوانی هستند. بیماریهاي مهمی از قبیل موکورمیکوزیس، درمانهاي قابل اعتماد و مؤثري ندارند و بسیاري از گونه هاي غیرمعمول قارچی که از بیماران سرکوب شده ایمنی جدا می شوند نسبت به ترکیبات ضدقارچی معمول مقاوم هستند. فاکتورهاي مستعدکننده متعددي را در بیماریهاي مهاجم قارچی دخیل می دانند که بعنوان نمونه، استفاده از کاتترهاي وریدي یکی از فاکتورهاي اجتناب ناپذیر و مخاطره آمیز در بخش هاي ویژه بیمارستانی می باشد. پراکندگی وسیع قارچها در محیط، عدم تماس با این ارگانیسمها را تقریباً غیرممکن می سازد. استفاده از اتاقهاي ایزوله می تواند از بیماریهاي فرصت طلب قارچی بیمارستانی از قبیل آسپرژیلوزیس جلوگیري نماید. البته مطالعات نشان داده است که این بیماریها چندین ماه پس از جراحی و مراقبت بیمارستانی در افراد ضعیف بروز می کند، یعنی زمانیکه بیمار از بیمارستان ترخیص شده است. Created by Simpo PDF Creator Pro (unregistered version) http://www.simpopdf.com تعبیه اتاق هاي ایزوله خارج بیمارستانی و جلوگیري از تماس قارچی چنین افرادي با هزینه هاي سنگینی همراه است. از طرف دیگر، بیماران پرمخاطره اوقات زیادي را درخارج از بخش هاي ویژه بیمارستانی سپري می کنند و استراتژي مقرون به صرفه در چنین بیمارانی استفاده پیشگیرانه با استفاده از داروهاي ضدقارچی می باشد. اریتراسما · Erythrasma اریتراسما تعریف: عفونت مزمن طبقھ شاخی پوست بوده و معمولا چین ھای بدن از جملھ بین انگشتان پا ، کشالھ ران و نواحی پری آنال ، زیر پستان ھا و زیر بغل را گرفتار می سازد . ضایعات بیماری بصورت لکھ ھا یا ماکول ھای قرمز ، قھوه ای و یا قرمز مسی خشک و بدون ترشح و التھاب و بدون پوستھ ریزی می باشند ممکن است پوستھ ھا یا شوره ھای ریزی در سطح ضایعات دیده شود. عفونت سیستمیك قارچي Systemic Fungal Infection · Created by Simpo PDF Creator Pro (unregistered version) http://www.simpopdf.com مقدمھ: شیوع عفونتھاي قارچي سیستمیك در بیمارستانھاي مدرن روزبروز در حال افزایش است. در این نوشتار بیشتر بھ كاندیدیازیس و آسپرجیلوزیس پرداختھ شده است. عفونتھاي قارچي سیستمیك شدید در بیمارستانھا معمولا در ٣ وضعیت مھم دیده میشوند: ١-بیماران نوتروپنیك متعلقب شیمي درماني و سایر بیماران انكولوژي كھ سیستم ایمني سركوب شده اي دارند. دارند. HIV ٢-افرادیكھ سیستم ایمني مختل شده اي بعلت عفونت ٣-بیماران بستري در بخشھاي مراقبت ویژه كھ لزوما نوتروپنیك نیستند اما سیستم دفاعي آنھا بعلت استفاده طولاني مدت از كاتترھاي داخل عروقي و یا رخنھ و شكست سد دفاعي پوست، بیماریھاي سیستمیك شدید یا سوختگیھا و درمان طولاني مدت با آنتي بیوتیكھاي وسیع الطیف آسیب دیده و مختل گردیده است.
+ نوشته شده توسط سخاوت عامری در 90/09/18 و ساعت 10:21 AM |
  1. بیماری‌های قارچی یا درماتوفیت جزو بیماری‌های عفونی ـ مسری هستند که از منبع آلودگی ـ انسان، حیوان یا اشیا و گیاهان آلوده ـ به فرد در معرض خطر، منتقل و در لایه‌های سطحی و میانی پوست، موجب بروز ضایعات پوسته‌دار با لبه‌های برجسته می‌شوند که با گذشت زمان، ضمن خارش متوسط تا شدید تمایل به گسترش دایره‌ای شکل دارند.

    چرا به رغم تنوع و امکان دسترسی به انواع داروهای ضد قارچ، شیوع بیماری‌های قارچی پوست همچنان یکی از علل مهم مراجعه بیماران به مراکز درمانی پوست است؟

    پاسخ واضح است. اول: عدم رعایت اصول بهداشتی و درمانی، دوم: عدم توجه به درمان کامل و سوم: سهل‌انگاری در مراقبت‌های پیشگیرانه از سرایت بیماری به دیگران.

    لکه های ناشی از قارچ معمولا به رنگ قهوه ای روشن هستند. لکه های قارچی در ناحیه گردن، سیــنه و پشت و در بعضی موارد به صورت سفید رنگ در چهره دیده می شوند.

    لکه های ناشی از قارچ به ابعاد حدود دو یا سه سانتیمتر قطر داشته و حالت پوسته دهی مختصری نیز دارند.

    لکه های ناشی از قارچ در تمام رده های سنی دیده می شود. البته امکان بروز این بیماری در اطفال و جوانان شایع تر است.

    تشخیص این بیماری از طریق نمونه برداری از سطح پوست و بررسی آن به وسیله میکروسکوپ امکان پذیر است.



    شکل ضایعات و شدت پیشرفت آن بستگی به نوع قارچ (انسانی یا حیوانی) دارد.

    در نوع حیوانی ممکن است علاوه بر خارش شدید و درد، جوش‌های چرکی و حتی تاول‌های کوچک در سطح ضایعات وجود داشته باشد که به‌ سرعت در سطح و عمق پوست پیشرفت می‌کند. شاید به همین علت باشد که گاهی این بیماری قارچی با بیماری‌های عفونی غیرقارچی اشتباه می‌شود و بیمار صرفا تحت درمان با آنتی‌بیوتیک‌های موضعی و خوراکی قرار می‌گیرد، در حالی که استفاده از داروی ضد قارچ در این شرایط ضروری است.

    اما قارچ علاوه بر نوع حیوانی و انسانی بر حسب محل بروز عفونت در بدن به انواع قارچ‌های سر، صورت، تنه، کشاله ران، مو، دست، پا و ناخن تقسیم می‌شود که هر کدام درمان‌های مجزا و مشخصی دارند، به طوری که قارچ مو به دلیل ایجاد کچلی دائم و قارچ ناخن به علت سرسختی و مقاومت، نیازمند درمان طولانی‌تر و جدی‌تری هستند، این در حالی است که نوع کشاله ران به دلیل ماندگاری کرم‌های ضد قارچ در آنجا بهتر و سریع‌تر به درمان پاسخ می‌دهد.



    بنابراین نوع درمان (خوراکی یا موضعی) بر اساس نوع قارچ و محل ضایعه، توسط پزشک متخصص تعیین می شود، اما از آنجا که بسیاری از بیماری‌های پوستی از جمله اگزما می‌توانند در شکل و شمایل این بیماری آشکار شوند، انجام یک آزمایش پوستی دقیق ضروری است و بسیار اهمیت دارد که نمونه‌برداری سطحی پوست در زمانی انجام شود که قارچ‌های زنده در سطح پوست به راحتی در دسترس هستند.



    از این رو، فرد مبتلا باید حداقل تا سه روز از مالیدن هر پماد ضد قارچ و حتی صابون و شامپو در محل عفونت خودداری کند تا قارچ‌ها به راحتی برای آزمایشگاه در دسترس باشند و این شاید مهم‌ترین نکته آموزشی این نوشتار باشد که کمتر مورد توجه بوده است، زیرا گزارش منفی آزمایشگاه یعنی عدم درمان و پیشرفت بیماری و حتی ابتلای دیگران.

    لباس های نایلونی به علت ایجاد تعریق زیاد امکان ابتلا به قارچ پوستی را افزایش می دهند.

    استفاده نکردن از لوازم شخصی دیگران همچون حوله و لباس زیر، جلوگیری از تعریق زیاد با استفاده از پوشیدن لباس های مناسب و خودداری از شنا کردن در آب های آلوده در پیشگیری از ابتلا به این بیماری عفونی پوستی موثر هستند.



    شیوع بیماری در دامداران، کشاورزان و مراکز جمعی (سربازخانه‌ها و مدارس) بیشتر بوده و افراد ورزشکار به خصوص کشتی‌گیران به دلیل تماس بدنی با افراد مختلف در معرض خطر بیشتر ابتلا به این بیماری قرار دارند.

    علاوه بر این، کسانی که تحت درمان با داروهای شیمی درمانی هستند یا خانم‌های حامله و افرادی که به دلیل بیماری‌های طولانی یا جراحی وسیع از ضعف جسمانی قابل ملاحظه‌ای برخوردارند، در معرض جدی این بیماری قرار دارند.

    از سوی دیگر افراد مبتلا به بیماری‌های آمیزشی (سوزاک و سیفلیس) و ایدز، در قسمت‌های مختلفی از بدن به فرم پیشرفته این بیماری مبتلا می‌شوند که درمان اولیه این افراد بسیار حائز اهمیت است.



    از آنجا که عامل ایجاد این بیماری، نوعی قارچ است، باید درمان زیر نظر پزشک متخصص انجام شود.

    درمان لکه های ناشی از قارچ با استفاده از شامپوها و داروهای پوستی و موضعی ضد قارچ انجام می شود. در صورت گستردگی بیماری، استفاده از داروهای خوراکی ضد قارچ نیز برای درمان ضروری است.

    دوره درمان این بیماری یک هفته تا 10 روز است. برای درمان اصولی بیماری قارچی ممکن است به یک دوره طولانی مدت نیاز باشد.

    نکته مهم در درمان این بیماری مسری، کامل کردن دوره درمان است، زیرا علاوه بر بهبودی فرد، مانع از انتقال بیماری به دیگران می‌شود.
+ نوشته شده توسط سخاوت عامری در 90/02/15 و ساعت 10:48 AM |
 

قارچها به طریق غیرجنسی و جنسی تکثیر می‌یابند. زادآوری غیرجنسی در قارچها رایج‌تر بوده در صورتی که تولید مثل جنسی ممکن است فقط یکبار در سال اتفاق بیافتد. در تولید مثل غیرجنسی تلفیق هسته ها صورت نگرفته و نو‌ترکیبی بوجود نمی‌آید. فرزندان خیلی شبیه به سلول مادری می‌باشند. در صورتی که تولید مثل جنسی تلفیق گامتها الزامی بوده ترکیب گامتها صورت می‌گیرد و با تلفیق هسته‌ها نوترکیبی ژنتیکی صورت می‌گیرد. بنابراین نتایج از نظر ژنتیکی از والدین خود متفاوتند

 

oبعد از اینکه اسپورها در اندام باروری قارچ تولید شدند باید آزاد شوند تا به مکان جدیدی برسند که به دو صورت صورت میگیرد:
üآزادسازی به کمک خود قارچ و با فشار آزاد میشوند
üآزاد سازی با کمک عوامل فیزیکی محیط و قارچ غیر فعال

 

•مکانیسم انفعالی رها سازی هاگ
vتعداد زیادی از قارچها بخصوص کنیدی زا ها هاگها ی خشکی که در معرض هوا قرار میگیرند بوجود می آورند و در حالت فنجانی بودن انتشار بهتر صور ت میگیرد

v قطرات باران نیز باعث انتشار میگردند اما در مواردی که هاگها در مواد لعابی بوجود می ایند دارای اهمیت بیشتری میباشد(آسکومیستها)لعاب از منفذ پریتشیوم همانند خمیر خارج شده و باران باعث رها سازی آنها میشود
vاندام فنجان ترشحی یا splash cupsدر بکار گیری نیرو ی سقوط باران سازگاری یافته اند.
vپرتاب قطره به بالا پریدیولها را از جا کنده وبه فاصله یک متری پرتاب میکند،بوسیله اندام بند نافی (فونیکولوس)که دارای انتهای چسبناک یا هاپترون میباشد به شیئ میچسبد

•مکانیسم انفجاری

در این روش اندامی حاوی یک واکوئل بزرگ در نتیجه فشار اسمزی متورم شده و منفجر میشودواسپور همراه آب به بیرون پرتاب میشود

        در   

• PILOBOLUS(از موکورالها)
• بازیدیوبولوس راناروم
•انتمو فتورالها
•غالب آسکومیستها

             

 

•پیلوبلوس
•گونه هایی از آن تمامی اسپورانژیوم را با فشار پرتاب میکنند(کلاه پرت کن) که به فراونی روی کود اسب یافت میشود.بر روی هر اسپورانژیوفور یک اسپوررانژیوم داردکه حاوی دیواره سیاه و متراکم عدسی شکل حاوی 30000-15000اسپور
•اسپورانژیوفور شامل سه بخش است:

        -ریشه متورم که آنرا به بستر متصل میکند

        - پایه بلند

        - کیسه زیر اسپورانژیوم

 

•مراحل پر تاب اسپورانژیوم
•در حین تنظیمات فتو تروپیک تغییراتی در حال انجام است ،به گونه ای که بخش پایین دیواره اسپورانژیوم بیرنگ است و از وزیکول جدا میشودو در همین حال حلقه ای از موسیلاژ لعابی در پایین اسپورانژیوم ظاهر میشود
•وزیکول فوق العاده متورم میشود(فشار در حدود 5/5اتمسفر) و نهایتا“ در ناحیه ضعیفی در ناحیه پستانک پاره میشود،فشار داخل ویزکول یکدفعه آزاد شده ومایع واکوئلی با فشار به بالا پاشیده میشود و اسپورانژیوم را با خود حمل میکند
•سرعت خروج 14متر در ثانیه و مسافت طی شده حدود 2متر میباشد ،اسپورانژیوم که توسط مایع خیس شده به هر شیئ که برخورد کند میچسبد.

•واکنش فتو تروپیک و پرتاب با فشار از سازگاریهای پیلو بو لو س با محیط میباشد
•برای اسپور قارچ ضروری است که به فضای باز (برگ گیاهان) برسند تا دوباره به وسیله اسبها خورده شوند.
ü در بازیدیوبولوس راناروم(بر روی مدفوع قورباغه) و انتوموفتورالها (پارازیت مگس) بر پاره شدن ناگهانی کنیدیوفور متکی هستند
üکنیدیوفورها بر روی ریسه یا بر روی یک کنیدی آزاد شده تشکیل میگردد،کنیدیو فور در راس حبابی شکل شده و کنیدی در نوک پستانکی آن قرار میگیرد
üدر دیواره حباب زیر کنیدی ناحیه ظریفی وجود دارد که به آسانی میشکند و باعث پرتاب کنیدی میگردد
+ نوشته شده توسط سخاوت عامری در 90/02/15 و ساعت 10:12 AM |
 
–معمولی‌ترین نوع تولید مثل غیر جنسی در قارچها تولید هاگ است. در تعریف به هر ذره کوچک زایشی که از هیف یا از یاخته مولد هاگ جدا شده و به نسل جدیدی تبدیل شود هاگ گفته می‌شود. انواع هاگها عبارتند از:
• اسپورانژیوسپور ، کلامیدو سپور و آتروسپور
•اسپورقادر به تحمل شرایط نامناسب بوده  وبه انتشار قارچ در فاصله های طولانی کمک میکند اگرچه مکانیسم آزاد سازی نیز اهمیت دارد همینطور شرایط محیطی نیز باید برای جوانه زدن ورشد مناسب باشد
+ نوشته شده توسط سخاوت عامری در 90/02/14 و ساعت 6:46 PM |